تایتل قالب
کافه ای پر از علم،دانش،ایده و خلاقیت


در پاسخ به سؤال شما نکاتی را تقدیم می کنیم:

اولاً تمدن های باستان تقریبا همگی براین باور بودند که زمین صاف است؛ البته تفاوت هایی در عقایدشان وجود داشت. بعضی هم زمین را صفحه ای بی کران می دانستند که نهایتی ندارد. این باور غالب که در طول قرن ها شدیدا تثبیت شده بود با ماجرای جنجالی گالیله و چند ماجرای دیگر که قبل و بعد از آن اتفاق افتادند به تدریج منسوخ شد. امروزه غالب دانشمندان بزرگ علم فیزیک تحقیقاً و بیشتر مردم و پیروان ادیان الهی به کروی بودن زمین معتقدند. با این وجود، هنوز هم عده ای هستند که فکر می کنند زمین تخت است؛ آدم های بی سوادی هم نیستند و جمع شان پراز مدعیان فیزیکدان و جغرافیدان است. البته اصطلاح «زمین تخت ها» به طور خاص به انجمنی در انگلستان اطلاق می شود. این انجمن متشکل از تعدادی شبه دانشمند در زمینه های مختلف است؛ از پژوهشگران علوم تجربی گرفته تا علوم نظری و حتی الهیات، همه جور آدمی در میانشان هست که البته هیچ کدام از این افراد در صف دانشمندان تراز اول دنیا قرار نمی گیرند ولی بیشترشان فارغ التحصیل معتبرترین دانشگاه های جهان در سطوح عالی هستند و مدارک تحصیلی درخشانی دارند.(1)

ثانیاً بحث علمی مربوط به مسطح یا کروی بودن زمین، از منظر علوم تجربی و بشری بحثی اختلافی بین دانشمندان علم فیزیک و نجوم و جغرافیاست که باید در فضای خاص خود دلایل هر کدام را از نظر علمی و دانش روز بشری بررسی نمود تا به نظر محکم و متقن رسید. اما اگر بر اساس پرسش اصلی و رسالت این سایت جویای نظرات و دیدگاههای دینی از منظر قرآن باشید، بر اساس نظر محققان و مفسران دینی و قرآنی کروی بودن زمین امری ثابت شده است که در ادامه به بحث و بررسی دلایل قرآنی هر دو گروه موافقان و مخالفان اشاره می کنیم.

یک. دلایل قرآنی معتقدان مسطح بودن زمین: در این مجال، برخی از دلایل قرآنی که معتقدان مسطح بودن زمین به آنها تمسک می جویند را طبق نظر مفسران بررسی می کنیم:

الف: آیه اول: " و زمین را گستردیم و در آن کوه‏هاى ثابتى افکندیم و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم "(2)"مد ارض" به معناى گستردن طول و عرض آن است، و اگر خدا زمین را نمی گستراند و تماماً از سلسله‏ کوه ها پوشیده مى ‏شد صلاحیت کشت و زرع و سکونت را نداشت و جانداران کمال حیات خود را نمى‏ یافتند.(3) منظور از « مدّ » و گستراندن این نیست که زمین کروی نیست بلکه مقصود این است که سطح زمین به طور کامل برجسته و ناهموار خلق نشد که اگر این گونه آفریده می شد انسان در این زمین نمی توانست به خوبی زندگی نماید.

ب: آیه دوم:" آیا ما زمین را بسترى نساختیم؟(4) کلمه" مهاد" در این آیه به معنى مکان آماده و صاف و مرتب است، و در اصل از" مهد" به معنى محلى که براى استراحت کودک آماده مى ‏کنند (اعم از گاهواره و یا بستر) گرفته شده است.(5) و از این رو به گهواره‏اى که براى کودک آماده می شود نیز مهد اطلاق شده است.(6) بنا بر این؛ مهد و مهاد، جائی است که مانند گهواره آماده پرورش است، بر این اساس؛ می توان گفت: این آیه در صدد بیان این نکته است که زمین به عنوان یک نعمت الاهی جایی برای راحتی موجودات و به ویژه انسان ها خلق شده است همانند « مهد » و گهواره که مایه آرامش است، نه اینکه تصور شد مقصود آیه از مهاد و مهد، مسطح بودن زمین است.

دو. دلایل قرآنی کروی بودن زمین: از طرفی در قرآن آیاتی هست که بنا به گفته صاحب نظران با کروی بودن زمین هماهنگ و سازگار می باشند. و این آیات به عنوان معجزه علمی قرآن مطرح شده اند. که در زیر به برخی از آنها می پردازیم:

1 - آیه اول: "شب را در روز مى ‏پوشاند و روز شتابان آن را مى‏ طلبد".(7) این آیه مى ‏فهماند که شب، فراگیر روز است. یعنى همه آن مکان هایى را که روز بود شب فرا مى‏ گیرد، و اگر زمین کروى نبود صحیح نبود بگوییم دائما شب روز را فرا مى ‏گیرد، و آن را دنبال مى ‏کند، زیرا در این صورت چند ساعتى شب به دنبال روز مى‏ بود. و چون به انتهاى سطح زمین مى ‏رسیدند، روز بر مى‏ گشت و شب را دنبال مى ‏کرد. و به عبارتى دیگر: در هر روزى یک روز شب به دنبال روز مى ‏رفت ، و روز دیگر، روز به دنبال شب، پس این که قرآن به طور مطلق فرمود: شب به دنبال روز مى ‏رود جز با کرویت زمین درست در نمى ‏آید.(8)

2 - آیه دوم: "... شب را بر روز داخل مى ‏کند و روز را بر شب‏ ...".(9) در تفسیر این آیه آمده است :"اگر انسانى بیرون کره زمین ایستاده باشد و به منظره حرکت وضعى زمین به دور خودش و پیدایش شب و روز بر گرد آن نگاه کند، مى ‏بیند که گویى به طور مرتب از یک سو نوار سیاه رنگ شب بر روشنایى روز پیچیده مى‏ شود و از سوى دیگر نوار سفید رنگ روز بر سیاهى شب، و با توجه به این که"یُکَوِّر" از ماده" تکویر" به معنى پیچیدن است ... نکته لطیفى که در این تعبیر قرآنى، نهفته است روشن مى ‏شود، که زمین کروى است و به دور خود گردش مى‏ کند، و بر اثر این گردش، نوار سیاه شب، و نوار سفید روز، دائما گرد آن مى‏ گردند، گویى از یک سو نوار سفید بر سیاه و از سوى دیگر نوار سیاه بر سفید پیچیده مى‏ شود."(10)

3 –آیه سوم: "پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما تواناییم"(11) سید هبه الدین شهرستانی در تفسیر این آیه آورده است: « این آیه دلالت دارد بر کثرت مشرق ها و مغرب ها و کرویت زمین نیز مستلزم آن است که در هر نقطه از زمین برای گروهی دیگر مغرب باشد. پس کثرت مشارق و مغارب با قول به کرویت زمین سازگار می باشد.»(12) توضیح این که اگر زمین مسطح بود تنها یک مشرق و مغرب وجود داشت ولی جایی که زمین کروی باشد لازم است دارای مشرق ها و مغرب ها باشد چرا که در این صورت با چرخشش مشرق و مغرب مکان ها تفاوت می کند.(13)

4 –آیه چهارم: "و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است‏."(14) برخی از نویسندگان معاصر با توجه به این آیه و نیز آیات 137 سوره اعراف؛ 5 سوره صافات و 40 سوره معارج را دلیل کرویت زمین از نظر قرآن می دانند و آن را یکی از معجزات علمی قرآن تلقی می کنند و می نویسند: مسطح بودن زمین، مانع کرویت آن نمی شود چرا که هر کره ای برای خود سطحی نیز دارد و از این روست که در هندسه کره را یکی از اقسام سطح به شمار می آورند. و توضیح می دهد که مسطح بودن به معنای مقابل کروی، یک اصطلاح هندسی جدید است و مقصود از "سطحت" در آیه گسترش است.(15)

در نتیجه؛ قرآن نه تنها زمین را مسطح (در مقابل کروی بودن) نمی داند بلکه آیات زیادی وجود دارد که با کرویت زمین کاملاً سازگار می باشند. بنابراین با اثبات کروی بودن زمین بر اساس آیات قرآن و نفی مسطح بودن زمین، مبنای سؤال شما که با فرض مسطح بودن زمین، جهنم را کیلومترها زیر زمین و بهشت را بالای ابرها می داند مورد تردید قرار می گیرد. بمنظور پرهیز از طولانی شدن بحث، بررسی مکان بهشت و جهنم را در پست بعدی دنبال خواهیم کرد.

ادامه دارد ...

پی نوشت ها:
1. برگرفته از مقاله احمق های قرن 21، سایت راسخون، با کمی تغییر.
2. حجر/ 19
3. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 12، ص 138 و 139، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، 1417 ق؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 11 ، ص 52 و 53، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ اول، 1374 ش.
4. النبأ/ 6
5. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج 26 ، ص 16 و 17.
6. مریم/ 29،کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا.
7. " یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً".
8. طباطبایى، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج 10 ، ص 222، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
9. الزمر/ 5 : یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّیْل.
10. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج 19، ص 376.
11. معارج/ 40،" فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ".
12. رضائی اصفهانی ، محمد علی ، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، ص 188 و 189، انتشارات کتاب مبین ، چاپ سوم ، 1381 ش.
13. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 13 و 14.
14. الغاشیه/ 20،و الی الارض کیف سطحت.
15. گودرزی ، نجف ، مطالب شگفت انگیز قرآن ، ص 28 - 30؛ امین، احمد، کتاب راه تکامل، ج 7 ، ص 145؛ ماهنامه مکتب الاسلام ، سال 12 ، ش 11؛ نیازمند، ید الله، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص 189، به نقل از : پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رضائی، ص 190؛ اقتباس از سایت اسلام کوئست با کمی دخل و تصرف.

 

و بعد هم در مورد جهم و بهشت:

 

اولاً درباره اصل وجود بهشت و جهنم، آیات و روایات متعددی وجود دارد.(1) درباره مکان بهشت و جهنم آنچه برخی از علما از روایات استفاده کرده اند؛ این است که بهشت فوق آسمان های هفت گانه و جهنم در زمین هفتم قرار دارد.(2) اما آیا منظور از آسمان هفتم و زمین هفتم در این گونه روایات، معنای ظاهری آن است یا نه؟ چیزی روشن نیست. فلذا آنچه در تحقیقات برخی دانشمندان و محققان علوم الهی و علوم تجربی در این خصوص بیان شده چیزی جز فرضیه و گمان نیست.

ثانیاً گفته شده بهشت و دوزخ در باطن و درون این جهانند. ما این آسمان و زمین و کرات مختلف را با چشم خود می‎بینیم امّا عوالمی که در درون این جهان قرار دارند نمی‎بینیم و اگر دید و درک دیگری داشتیم هم اکنون می‎توانستیم آنها را ببینیم چنانچه در این عالم موجودات بسیاری هستند که امواج آنها با چشم ما قابل درک نیستند، همچنین ملکوت و باطن عالم دنیا برای ما قابل درک نیست چنانچه قرآن می فرماید: «کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» اگر علم الیقین داشتید، دوزخ را مشاهد می‎کردید... . از جهتی دیگر گفته شده عالم آخرت و بهشت و دوزخ، محیط بر این عالم هستند، و به اصطلاح این جهان در شکم و درون آن جهان قرار گرفته، درست همانند عالم جنین که در درون عالم دنیا است، زیرا می‎دانیم عالم جنین برای خود عالم مستقلی است، امّا جدای از این عالمی که در آن هستیم نیست، بلکه در درون آن واقع شده است، عالم دنیا نیز نسبت به عالم آخرت و بهشت و جهنم، همین حال را دارد، یعنی در درون آن قرار گرفته است.

طبق نظر اوّل دوزخ نیز در درون همین جهان قرار گرفته و وجود آن در درون این جهان منافاتی با وجود بهشت در درون آن ندارد (همان‎طور که در مثال امواج فرستندة صوتی ذکر شد) و امّا طبق پاسخ دوّم که بهشت و دوزخ محیط بر این جهان باشند جواب باز هم روشنتر است زیرا دوزخ می‎تواند محیط بر این جهان باشد و بهشت محیط بر آن، و از آن هم وسیع‎تر.(3) بنابراین دیدگاه نباید بهشت و جهنم و بسیاری از معارف قطعی اسلام را در چارچوب زمان و مکان دنیایی ارزیابی کرد. آنها آسمانی است و اندیشة آسمانی می‎طلبد و برای نامحرمان هرگز درهای آسمان گشوده نخواهد شد، .... مراد از آسمان‎ها همان مقام یا مقام‎های عالی انسانیت است که بهشت را در خود جای داده است. (4)

ثالثاً مشهور بین متکلمین این است که بهشت در آسمان‎ها و زیر عرش قرار دارد امّا جهنم زیر طبقات زمین می‎باشد. از خواجه نصیر طوسی نقل شده که از مکان بهشت و جهنم اطلاع نداریم امّا ممکن است از آیه (عندها جنة المأوی) عند سدره المنتهی استفاده شود در آسمان‎ها است و هم‎چنین از (و فی السماء رزقکم و ما توعدون)(5) در کتاب گرانسنگ بحارالانوار می‎فرمایند: دلیل روشنی در رابطه با مکان بهشت و جهنم نداریم اکثر بزرگان می‎گویند در بالای آسمان‎ها و زیر عرش قرار دارد زیرا که خداوند می‎فرمایند: «عند سدرة المنتهی عندها جنة المأوی» و پیامبر فرموده: سقف بهشت عرش خداوند است و امّا جهنم زیر طبقات زمین است. امّا خود علامة مجلسی می‎فرمایند: حق این است که بگوییم علم اینها در انحصار خداوند است ما نمی‎دانیم.(6) و هم‎چنین سعدالدین تفتازانی می‎فرمایند: ما قطع نداریم به مکان بهشت و جهنم ولی اکثر علما می‎گویند بهشت در بالای آسمان‎ها و جهنم در زیر طبقات زمین قرار دارد.(7)

نتیجه آنکه؛ در خصوص مکان بهشت و جهنم از منظر دینی اختلاف نظر است: 1 . گروهی معتقدند بهشت و جهنم در آسمان ها است، چون قرآن خبر از معراج پیامبر اسلام (ص) به آسمان ها مى دهد و مى فرماید: «عندها جنّة المأوى، بهشت جاویدان نزد سدرة المنتهى است، همان نقطه اى که برترین مکان آسمان است»(8) 2 . جمعی معتقدند بهشت و جهنّم مادى نیست تا نیازى به مکان داشته باشد. لذا با برپایى قیامت طومار زمین و کرات آسمانى در هم پیچیده مى شود، ولى بهشت و جهنّم موجود بوده و به حال خود باقى است. 3 . طبق نظر سوم، بهشت و جهنّم در درون و باطن این جهان قرار دارد.(9) در نتیجه؛ همان طور که بیان کردیم، چون این مسائل مربوط به عالمی غیر از عالم ماده است، و در آیات و روایات به _هر دلیل_ اشاره واضحی به آن نشده است، بنابراین؛ نمی توان نظر قاطعی درباره آن داد.

پی نوشت ها:
1. سایت مقالات علمی ایران، جعفر سبحانی.
2. بحار الانوار،ج8، ص 205.
3. مکارم شیرازی، ناصر و عده‎ای از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ج3، ذیل آیه 134، سورة آل عمران.
4. جوادی آملی، عبدالله، معاد در قرآن، قم، نشر اسراء، چاپخانه اسوه، 1381، ج 5، ص 242 ـ 244.
5. سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ص 668.
6. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، ج 8، ص 206.
7. تفتازانی، شرح المقاصد، عالم الکتب، بیروت، جزء 5، ص 112.
8. نجم/15.
9. نک: پایگاه پرسمان قرآنی؛ پایگاه پاسخگویی اسلام کوئست، با تغییر و تصرف.

10.askdin.com

پاک یادم رفت درمورد اول هم اینجارو بخونید:

پس این سد در کجا بوده، و سدى آهنى و چنان محکم که از خواصش این بوده که امتى بزرگ را هزاران سال از هجوم به اقطار زمین حبس کرده باشد به طورى که نتوانند از آن عبور کنند کجا است ؟ و چرا در این عصر که تمامى دنیا به وسیله خطوط هوایى و دریایى و زمینى به هم مربوط شده، و به هیچ مانعى چه طبیعى از قبیل کوه و دریا، و یا مصنوعى مانند سد و یا دیوار و یا خندق برنمى خوریم که از ربط امتى با امت دیگر جلوگیرى کند ؟ و با این حال چه معنا دارد که با کشیدن سدى داراى این صفات و یا هر صفتى که فرض ‍ شود رابطه اش با امتهاى دیگر قطع شود ؟

لیکن در دفع این اشکال آنچه به نظر من مى رسد این است که کلمه (دکاء) از (دک ) به معناى ذلت باشد، همچنان که در لسان العرب گفته: (جبل دک ) یعنى کوهى که ذلیل شود. و آن وقت مراد از (دک کردن سد) این باشد که آن را از اهمیت و از خاصیت بیندازد به خاطر اتساع طرق ارتباطى و تنوع وسائل حرکت و انتقال زمینى و دریایى و هوایى دیگر اعتنایى به شان آن نشود.


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نظرات (۶)

  • زری ...
    شنبه ۸ شهریور ۹۹ , ۱۹:۰۹

    وای خدای من

    هنوز باورم نمی شه یه سریا می گن زمین تخته (خنده بسیار زیاد )

    • author avatar
      علیرضا مرادی باستانی
      ۸ شهریور ۹۹، ۱۹:۵۳
      من هم؛اخه مثلا برای خودشون اثبات های علمی هم دارن!!!
      یه ویدو هم هم ما در همین باره گذاشتیم که پیشنهاد میکنم ببینید

  • apollo ‌‌
    پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹ , ۱۵:۴۳

    @ناشناس

    خودت به تخت بودن اعتقاد نداری  وگرنه ناشناس پیام نمی‌دادی. 

    مثل چی می‌ترسی.

  • ناشناس
    پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹ , ۱۳:۲۹

    چه کنیم.وقتی دروغ های این غربی ها رو باور کردید ما هی بگیم زمین تخته باورتون نمیشه که

    • author avatar
      علیرضا مرادی باستانی
      ۶ شهریور ۹۹، ۱۳:۳۳
      با سلام 2 نکته:
      اگر اشکالی در متن بالا بود بگید اگر نیست خب یعنی شما هم تایید کردید زمین گرده :)
      و نکته دوم اینکه دقت کردید همه متن های بالا از تو قرآن بود؟؟ به خارجی ها چه ربطی داره؟؟و اینکه طبق متن بالا ، قران هم میکه زمین گرده :)
  • apollo ‌‌
    پنجشنبه ۶ شهریور ۹۹ , ۱۳:۰۷

    خخخخخخخخخخخخخخخخخ دوباره میخوان از طریق ذوالقرنین ثابت کنن؟! خخخخخخ

    جمع کن بند و بساطت رو ://

    تختگرا هستی خو باش. شما ها منطق سرتون نمیشه!.

     

    • author avatar
      علیرضا مرادی باستانی
      ۶ شهریور ۹۹، ۱۳:۱۱
      دقیقا همین گونه است :/ اخه چرا نمیخوان باور کنن؟ ما الان تا ماه و مریخ رفتیم و تلسکوپ های فضایی هم داریم قشنگ میتونیم هر دو ور زمین رو ببینیم :/ 
      👍🏻👍🏻👍🏻
      اخه مشکل اینه که همه دلیل هاشونم تکراریه و همشون هم رد شده است :/ حداقل دلیل جدید پیدا کنید :/